۱۳۸۹ تیر ۳۰, چهارشنبه

همایش عفاف و حجاب

امروز ساعت 15-18 نزدیک خونه ما در سالن همایشهای شهرداری منطقه 2 قراره عفاف و حجاب مورد تبیین قرار بگیره.جالب این بود که در آگهیش نوشته شده بود :ورود برای کلیه بانوان آزاد می باشد.
حالا من موندم آخه دیگه کسی هم توی ایران هست که درباره حجاب ندونه.مگه اینجا یه کشور مسیحیه که می خوایم اینجوری تبلیغ حجاب کنیم
از طرف دیگه مگه عفاف و حجاب فقط مربوط به زنها است که جلسه رو فقط با حضور بانوان برگزار می کنن.چرا باور نمی کنن اینها که عفاف هیچ ربطی به زن یا مرد بودن نداره.

۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه

قول زنونه

پسرم دیروز گفت: مامان قول زنونه بده که با من ps2بازی کنی!
جالب اینه که من یه همچین حرفی تا حالا نزده بودم و اون خودش استنباط کرده که من نمی تونم قول مردونه بدم و باید قول زنونه بدم.

۱۳۸۹ تیر ۱۶, چهارشنبه

امر به معروف و نهی از منکر

قتل یک دختر بخاطر تذکر به رعايت حجاب
من نمی دونم این قضیه امر به معروف و نهی از منکر را چگونه توانستند اینقدر با نفوذ وارد افکار عمومی کنند که هنوز بسیاری از افراد جامعه به خود این حق را می دهند تا در حریم خصوصی یکدیگر دخالت کنند.اما یک چیز را می دانم : بارزترین جلوه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما بحث تذکر در مورد ظاهر و حجاب است. و باز جالب تر اینکه بیشتر این آمران خود زن هستند و به دلیل اینکه من هم یک زن هستم می توانم به یقین بگویم اکثریت آنها اگرچه ممکن است خودشان هم متوجه نشوند،اما دلیلشان برای این تذکرها چیزی غیر از حفظ دین است.
واقعا خیلی فاصله داریم تا آنجا که از صمیم قلب ایمان بیاوریم ظاهر هرکسی از خصوصی ترین مسائل است و هیچکس حق ندارد این حق را از او بگیرد.اجبار چاره کار نیست و این فقط بالا بردن ارزشهای اخلاقی درونی است که می تواند مانع شود تا کسی با ظاهری که به عقیده اکثریت جامعه بسیار ناخوشایند است لباس بپوشند.و باز هم اگر کسی این عقید جمعی را هم زیر پا گذاشت باز هم حق دارد و نباید مورد قضاوت قرار بگیرد.

۱۳۸۹ تیر ۷, دوشنبه

سنگسار-مانا نیستانی


ضعیفه

مطمئنم مردها زمانی که پی به قدرت زیاد زنها بردند نام "ضعیفه " را برای آنها انتخاب کردند.آنها را ضعیفه خواندند تا دست پیش را گرفته باشند.آنها فهمیده بودند که نهایتا می توانند کار کنند و نان آور خانه باشند پس زنها را از این تنها حیطه قدرتشان حذف کردند تا مثلا قدرتشان را به رخ بکشند اما یقین دارم تمام مردهایی که زنهایشان را در زبان ضعیفه می خواندند همان لحظه و در دل به قدرت او اعتراف می کردند.آنها مدیریت زنهایشان را در خانه می دیدند،می دیدند هر گاه آنها در کسب درآمد موفق نیستند چگونه زنهایشان هزینه های خانه را تقسیم می کنند،آنها می دیدند وقتی اتفاق ناگواری رخ می دهد،کودکی بیمار می شود،مرد خانه ای ورشکست می شود،نزدیکی فوت می شود و و و زنهایشان چه با قدرت اتفاق را پشت سر می گذارند تا آسیبی به خانواده وارد نشود.آنها از قدرت زنهایشان ترسیدن و آنها را ضعیفه خواندند تا اعتماد به تفس را از آنها بگیرند.شاید تا حدودی موفق بوده اند اما این توانایی زنها اکتسابی نیست،قدرتی است درون هر زن که در موقعیت های متفاوت بروز می کند پس نمی توان از او گرفت.
مردها به جبر زمانه و پیشرفت تمام مردم به زنها فرصت کار در بیرون منزل را هم دادند، و آنجا بود که بیشتر به قدرت زنها پی بردند،هیچ مردی نمی تواند چند ساعت بیرون خانه کار کند،در راه بازگشت فرزندانش را به خانه بیاورد،تمام مایحتاج خانه را بخرد( و البته باید بداند در خانه به چه چیزی احتیاج هست).به خانه که رسیدند خانه را مرتب کند،غذا بپزد،به احتیاجات فرزندانش رسیدگی کند. و تازه در این میان باید بداند چه زمانی باید برای کدام عضو خانواده وقت دکتر بگیرد،آن روز را فراموش نکند،کلاسهای مختلف آموزشی فرزندانش را از یاد نبرد،به موقع آنها را برای تفریح و گردش به بیرون از خانه ببرد و در فرصت کوتاهی به خودش بپردازد،به تفریحاتش و به آنچه خودش نیاز دارد.
نمی گویم نیستند مردان اینچنینی اما قطعا تعدادشان نادر است.

۱۳۸۹ خرداد ۲۲, شنبه

امروز،....

بعضی روزها آنقدر دردآورند که حتی گذشت زمان هم چیزی از غصه آن کم نمی کند.

۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه

متنفرم از هرچی غرور مردانه است.